Million ِDollar Baby
عزيز ميليون دلاري
هميشه روايت قهرمانان را شنيده ايم . روايتي با پاياني خوش باعث سرور وخوشي . اما عزيز ميليون دلاري حكايت قهرمانانه اي نيست. بوكس تنها دستمايه اي است براي نشان دادن روابط انساني و بسط شخصيتها . اين فيلم يك داستان را روايت مي كند داستاني ساده و بي تكلف؛ اما چنان هنرمندانه كه بيننده را مجذوب مي كند تا بارها وبارها فيلم را ببيند و هر بار نكته اي تازه و ظريفي را كشف كند . در اين فيلم ما شاهد روابط بين شخصيتها و چگونگي ايجاد آنها هستيم . كاراكتر هاي ما سه بعدي وملموس هستند شخصيتها آنچنان پرداخت شده اند كه شما آنها را مي شناسيد . افكار وكردار آنها برايتان دليل وتوجيهي دارد . شما مي دانيد هر يك چه هدفي را دنبال مي كند و چرا .مگي فيتز جرالد ( هيلاري سوانك ) يك دختر دهاتي است كه در ميسوري به دنيا آمده از سيزده
سالگي به دنبال كار بوده واكنون يك گارسون است . مگي سوداي قهرماني در سر دارد اما از اين قهرماني پول , شهرت و افتخار نمي خواهد . او با اين قهرماني شخصيت واحترام مي خواهد . حداقل مي خواهد به خود ثابت كند كه مي تواند بهتر از اين باشد . مي تواند در زندگي پيشرفت كند و استحقاق او براي زندگي بيشتر از اين بوده .
فرانكي ( كلينت ايستوود ) يك تمرين دهنده وصاحب باشگاه بو كس مخروبه درلوس انجلس است او كه تا به حال مقام خاصي نداشته همواره در حال آموزش
به استعدادهاي جديدي است كه پيدا مي كند وهر بار مديران موفق باشگاههاي ديگر ثمره كار اورا ازدستش مي گيرند و به بار مي نشانند . اما فرانكي در زندگي غم بزرگي دارد اودخترش را از دست داده سالهاست نه خبري از او دارد نه مي تواند با او تماس بگيرد . تنها چيزي كه از دخترش مي داند اين است كه جايي درحال زندگي است .
اسكرپ ( مورگان فريمن ) بوكسور حرفه اي سابق دوست صميمي و تنها همدم فرانكي است . پيرمرد يك چشمي كه به فرانكي در اداره باشگاه كمك مي كند و
فرانكي نيز به او كمك مي كند تا گذران زندگي كند ما داستان را از زبان همين دوست قديمي مي شنويم كه براي دختر فرانكي روايت مي كند .
شخصيت هاي فيلم وافرادي كه داستان اصلي را تشكيل ميدهند همين سه نفر هستند ولي پرداخت روي شخصيت آنها فيلم را به يك شاهكار مسلم تبديل كرده در سينمايي كه ما هر روز شاهد ظهور جلوه هاي ويژه نور , صدا و سينماي سه بعدي هستيم عزيز ميليون دلاري غنيمتي است بزرگ . فيلمي كه با بيان كلاسيك خود از داستان و پرداخت خوب شخصيتهايش به دور از هر سروصدا شما را به تفكر وا مي دارد . فيلم در كنار روايت داستان خود سوالهايي درمورد زندگي , فلسفه آن و مرگ مطرح مي كند و به تمامي آنها جواب مي دهد يا بهتر بگوييم تماشاگر را براي رسيدن به جواب خود راهنمايي مي كند .
داستانهاي جانبي در فيلم به خوبي گنجانده شده اند و همه براي پرورش شخصيتها و طرح داستاني استفاده شده اند که به ساختار اصلي فيلم كمك كرده واجازه رشد به شخصيتها داده اند . شخصيتهاي فرعي همگي قابل شناخت و قابل پيش بيني هستند . هر يك نقشي را در پيشبرد داستان ايفا مي كنند اما درحالي كه تماشاگر انتظار داستاني سر راست را مي كشد كه براي خود متصور شده و از پيش حدس زده است ، فيلم با يك چرخش دراماتيك و ظرافت ودقت تماشاگر را درجاي خود ميخكوب مي كند و به انديشيدن وا مي دارد آيا پايان خوش الزامي است ؟ وقتي شما يك داستان را روايت مي كنيد وازتماشاگر خود انتظار داريد كه آن را واقعيت بپندارد آيا پايان خوش الزامي است ؟
در دنياي امروز در سيستم ماشيني امروز که همه چيز پاياني خوش دارد فيلم مفهوم زندگي را به خوبي مطرح مي كند و درمدت زمان خود فرصت انديشيدن را به تماشاگر مي دهد اما تماشاگر را از فيلم وداستان خود غافل نمي كند . هراز چندگاهي با اشاراتي كوچك تماشاگر را به داخل داستان مي كشاند .
كلينت ايستوود كارگردان فيلم ظرافت و دقت را در اين فيلم به حد كمال نشان مي دهد . داستان خود را روايت مي كند و از داستانهاي جانبي كمك مي گيرد و پرداخت شخصيتهايش را كامل مي كند . چيز زائدي به فيلم اضافه نمي كند و با تقابل اين شخصيتها فيلمش را به يك شاهكار بدل مي كند .
سبك روايي كلاسيك زواياي خاص دوربين , نوري كه با پرهيز به صحنه ها داده مي شود ريتم تقريبا كند وروايت جذاب فيلم، همگي مشخصه كار ايستوود هستند . تام استرن مدير فيلمبرداري نيز در اين مسير به ايستوود كمك شاياني كرده است .
طراحي صحنه ها با دقت انجام شده ولي مبارزات طراحي منسجمي ندارند موسيقي در فيلم بسيار كم كار شده و به جا از آن استفاده شده است. ما بيشتر شاهد ديالوگ گويي , صداي محيط يا صداي مبارزات هستيم . صدا برداري و صدا گذاري فيلم با دقت انجام شده و در كنار هم تلفيق اين عناصر به ساختار شنيداري مناسبي تبديل شده است . نور وصدا به ريتم وضرباهنگ فيلم كمك شاياني كرده است . از نور به خوبي براي فضاسازي صحنه ها استفاده شده حتي مي توان گام را فراتر گذاشت و گفت به كمك اين نورپردازي به فيلم شخصيت خاص از لحاظ بصري داده شده است .
فيلم عزيز ميليون دلاري را خود ايستوود تهيه كرده است. فيلم چهار اسكار در رشته هاي بهترين فيلم , بهترين كارگرداني , بهترين هنرپيشه زن , بهترين هنر پيشه نقش دوم مرد را از آن خود كرده است .
اين امر نشان از اين دارد كه دوره پايان خوش براي فيلم هاي اسكاري رو به پايان است . تدوين جوئل كاكس با كار ايستوود هماهنگ بوده است . فيلم نامه را پال هگيس نوشته است بر اساس رماني از اف ايكس تول .بازيهای فيلم بی نظيرهستند وكاملا تماشاگر را درگير مشكلات هر كاراكتر مي كنند. براي مثال
تماشاگر به خوبي مي بيند كه مگي به دور شدن از خانواده اش به فرانكي بيشتر نزديك مي شود و او را به عنوان پدر خويش قبول مي كند و ارتباط پدر و
فرزندي كه بين فرانكي و مگي به وجود مي آيد كاملا قابل لمس و پذيرفتني است.
پدرام رضوی
razavi@govashir.com