February 14, 2005 / دوشنبه، 26 بهمنماه 1383

السلام علیک یا اباعبدالله

محرم رسید

باز از راه محّرم غم رسید
از زمین و آسمان ماتم رسید

خرقه ها را بار دیگر تن کنید
آتشی در قلب این خرمن کنید

طبل و شیپور عزا را سر دهید
هفت اقلیم عطش را در دهید

ورد صوفی "حا" و "سین" و "یا" و "نون"
فاعلاٌ فاعلاٌ فاعلون

حای آن، حامیم ذات کبریا
سین آن سرها ز پیکرها جدا

یای آن یکتا پرست و یذکرون
نون آن باشد قسم بر یسطرون

سینه از درد فراقت خسته است
دل به روی غیر تو او بسته است

هیچ دانی در دلم جا کرده ای؟
عرش حق، شش گوشه بر پا کرده ای...

عشق بازی با تو معنا میشود
نور حق با تو هویدا میشود

السلام ای شاه مظلوم و غریب
السلام ای آیه ام من یجیب

السلام ای نور چشم مصطفی
السلام ای خامس آل عبا...

دهه اول محرم که میرسد، شبگردی های من هم شروع میشود. 3-4 سال است که این شبگردی ها عادتم شده.کوچه به کوچه در محله های قدیمی شهر راه میروم و توی تکیه ها و هیات ها دنبال جواب یک سؤال قدیمی میگردم...
خانه پدر بزرگم در یکی از محله های قدیمی کرمان (محله شهر) بود. این محله تکیه ای داشت که همیشه روضه خوانی اش به راه بود؛ و من، یک کودک 5-6 ساله بودم که همراه مادربزرگم به این مجالس میرفتم. هنوز طعم شیرین چای و طعم تلخ گریه های مادر بزرگ را به خاطر دارم. از همان روزها دلیل گریه ها برایم سؤال شده بود...
راستی چرا رنگ و بوی عزاداری امام حسین (ع) با عزاداری بقیه معصومین متفاوت است؟ مگر حسین بن علی در پاسداشت اسلام چه کرد که شایسته این همه بزرگداشت است؟ بسیار پرسیدم و بسیار خواندم، اما هنوز آنچه که قانعم کند پیدا نکردم. شاید کاملترین و دلچسب ترین متنی که توانست تا حدی آرامم کند "حماسه حسینی" استاد مطهری بود. مجموعه کتابی که به جرأت میتوانم بگویم یکی از بی نقص ترین متون درباره امام حسین است. اما بعد از خواندن آن کتاب بود که اتفاقی افتاد...
امروزه در مجالس بزرگداشت اباعبدالله، به جای ذکر تاریخ و ذکر مصیبت و گرفتن یکی دو قطره اشک (حالا به هر قیمتی) باید گوشه های پنهان قیام را شکافت و روح مطلب را بیان کرد. مسلماً برای نسل من نمیتوان همان حرفهای قدیمی را زد. نسل من تشنه چرایی است، نه چگونگی. (خواندن کتاب حماسه حسینی را، اگر میخواهید مولا را بهتر بشناسید، توصیه میکنم)...
موضوعی باعث تعجبم شده، نوع عزاداری (به خصوص در شهر خودم) است. ظهرهای تاسوعا و عاشورا، حتماً خودم را به بازار بزرگ میرسانم، شب عاشورا هم که حال و هوای خودش را دارد، اما دلم میخواهد بدانم بعضی از انواع زنجیرو قمه زدن ها از چه زمانی باب شده؟ نمیدانم آسیب رساندن به جسم و روح خود و دیگران چه مجوز شرعی و عرفی دارد. اصلاً خود امام به این نوع عزاداری راضیست؟
شب تاسوعای گذشته، تمام گروه موزیک یک هیأت، یک مرد جا افتاده بود که با مهارتی مثال زدنی "نی" مینواخت. کاش بودید و اشکهایی که روی گونه ها میغلطید نظاره میکردید...

باید راه را عوض کرد...
باید مولا را از نو شناخت...
باید برای مولا به گونه دیگری اشک ریخت...
السلام علیک یا اباعبدالله ...

وحید ناظمی
adonis@gmail.com

 

درباره سایت :: تماس با ما :: تبلیغات :: صفحه اصلی :: اجتماع :: علم :: فرهنگ و هنر :: تالارپزشکی
بازنشر مطالب منتشر شده در گواشير، در ساير سايت‌هاي اينترنتي ممنوع است، مگر به صورت لينك به صفحه‌ي مربوط در گواشير
و بدون انتشار اصل مطلب. بازنشر در رسانه‌هاي چاپي تنها با اجازه‌ي از گواشير مجاز است.
Version 3.00 Copyright 2002-2006 Govashir. All Rights Reserved.