مبارک بادت این عید و همه عید
اسپریچو: كتاب گوشه تماشا, گزارشي است از وضعيت رباعي معاصر فارسي از زمان نيما يوشيج تا امروز, به همراه منتخبي از رباعيات 175 شاعر پارسي زبان.
در مقدمه كتاب ابتدا در مورد پيشينه و منشاء رباعي, تحولي كه حذف قافيه مصراع سوم رباعي در شكل و لحن و حالت آن صورت داده و مشكل ديرينه و پابرجاي «رباعيات سرگردان» به اجمال و اختصار سخن رفته است. نويسنده, در بخش دوم مقدمه, به فراز و فرودي كه رباعي در هشتاد سال گذشته داشته, پرداخته است.
اين بررسي از رباعيات نيما و پيروان او شروع شده, سپس به رباعيات شاعران سنتگرا نظر افكنده شده, آن گاه وضعيت رباعي در دهه شصت و هفتاد شمسي به سبب اهميتي كه داشته است جداگانه بررسي شده است.
گوشهء تماشا.
(رباعي؛ از نيما يوشيج تا امروز)
سيد علي ميرافضلي.
تهران, 1383 , 320 ص.
نشر كازرونيه
(تهران. صندوق پستي 3761 ــ 11365)...ادامه
چرندوپرند: توی این چند روز سعی کردم تلافی 5 سال گذشته رو در بیارم؛ تلاش کردم فاصله 5 ساله رو کم کنم. توی این 5 روز گذشته 6 تا کتاب خوندم تا شاید تلافی تمام کتاب نخوندن هام رو در بیارم. بعد از 5 سال نشستن و یک کتاب رو بدن اضطراب خوندن چه لذتی داره.
مثل آدمی بودم که بعد از مدتها آب بد طعم خوردن، به یه آب پاک و تمیز رسیده و داره تا می تونه آب می خوره؛ همون حسی رو داشتم که بعد از هر سفر وقتی به خونم برمی گردم، دارم. خوندن کتابهایی که توی این 5 سال آرزو داشتم بخونمشون اما وقت نداشتم که حتی به دنبالشون بگردم چه برسه به خوندنشون.
کاش همیشه این جور بی کار بودم...ادامه
پزشکی: از اونجايی که من آخر نماينده ام و هر روز چيزای جديد برای بچه ها رو ميکنم حالا هم قبل از امتحان اطفال يه سورپرايز برای بچه ها دارم!!!!!!!!
اونم تعداد سوالات اطفالی که پيش بينی ميشه هر کدام از استادها در امتحان ميدن.
از اونجايی که اين اطلاعات نتيجه چند روز کار سخت بررسيهای آماری با برنامه های فوق مدرن مخصوص اين کار هست به احتمال ۹۹ درصد درست از کار در مياد.!!!!!!
بازم بگين اين نماينده ما آدم بديه!!!...ادامه
Loud Silence: از امروز تا يه چند روزی نيستم. به دلايلی
فکر کنم که قبل از سال نو دوباره بيام ولی سال نورو از الآ» بهتون تبريک ميگم.
راستی. هر کس ميدونه سال ۸۴ سال چيه بگه
اميدوارم خوش و خرم باشين. هرکجا که هستين...ادامه
کلبه عشق: نفرين بايد کرد خودم را .. ..گاهی چه ساده میپنداری مومنی اما غافل از آنکه در مردابی گرفتاری بی آنکه بفهمی تا عمق دوستت دارم در کثافت غوطه وری...
سبک بود آبی را که ديشب در تلاطم دريا روی ذهنم متولد کردی....ادامه
حریم عشق و فرزانگی: دوستي گفت از اميد بنويسم .....
و من مي خواهم از اميد بگويم برايت اما نه اميدي در روشنايي روز ....اميدي در تاريکي و ظلمات شبي بي ستاره ...
ببخش که از اميد در شب مي نويسم ...ميداني چند روزيست که من در فکر نوشتن از اميد هستم اما افسوس و صد افسوس که اين دل اينبار همراه خوبي براي قلم نيست ، افسوس که دل ياري نمي کند .....ادامه
دی: سینه ی نقره گونه ی کوه های سپید صبح
زیر بار سنگین غروب
برقی طلایی می زند ...
سرمای هوا
که ظهرهنگام، پا سست کرده بود
نفسی تازه می گیرد ...
ابرهای خسته از بارشی توأمان
راهی کوه های نگار می شوند ...ادامه