پدر تنها ....... دختر تنها ...........
شادی شاعرانه: بارها مي شنويم که مي گويند تا وقتي يک آرمان به عمل منجر نشود، در آن آرمان سودي نيست .. سخن تا اينجا درست به نظر مي آيد، اما شوربختانه ناطق اينگونه ادامه مي دهد : پس براي ِ رهايي بايد جمع شد ، انقلاب کرد ، شعار داد ، تحريم کرد ، متحد شد ، جان داد ... يا دريک کلمه «عمل» کرد ...ادامه
تبعیدگاه: بعضی از ستاره ها خيلی با ما فاصله دارن مثلاْ حدود ۳ هزار سال نوری يعنی ۳ هزار سال طول ميکشه که نور اين ستاره به ما برسه
حالا اگه اين ستاره ۲هزار سال پيش مرده باشه....
تا هزار سال نورش به ما ميرسه ولی ستاره ای نيست.
اون شب تا صبح نخوابيدم و به ستارهام فکر ميکردم همش به خودم ميگفتم که نه ستاره من الان زنده است نمرده ولی نميتونستم قبول کنم.
صبح روز بعد مقاله رو دوباره خوندم آخرش يه توضيح کوچولو داده بود اونم اين بود که وقتی ستاره ها دارن ميميرن پر نور ميشن...
اون موقع بود که به ستاره خودم اميدوار شدم و ميدونستم که ستارهام با اينکه کوچولو و کم نوره ولی هست ولی اون ستاره پرنوره...ادامه
چرند و پرند: امروز یکی از بزرگترین دل نگرانی هام برطرف شد. چقدر من نگران بودم.
امروز خواهر کوچیکه تشریف بردن دندون پزشکی. دندونشون درد می کرد، عفونت کرده بود، یه لکه سیاه هم رو لثه شون بود. اما از عجایب روزگار، دندون ایشون با دیدن دندانپزشک ترسیده بود و حساب کار خودش رو کرده بود و خوب شده بود و هرچه دندانپزشک بینوا تلاش کرده بود تا کوچکترین عفونتی رو در دندان پیدا کنه، نتونسته بود.
دلیلش پر واضحه؛ خواهر کوچیکه به جای نشون دادن سمت راست دهان، سمت چپ رو نشون داده بود!
حالا دلیل نگرانی من مشخص شد؟ آخه بیشتر از 3 هفته بود که خواهر کوچیکه سوتی نداده بود...ادامه
Loud silence: وقتی دو يزدی با هم دست ميدن.
اين خبر اين قدر مهم و غير باور بود که وقتی راديو فردا گفت همه شوکه شدن.
يعنی واقعا با هم دست دادن؟؟
همونطوری که ميدونين اسرائيل و ايران از نظر حرف اول توی يک رديف هستن و اگر عراق نباشه کنار هم قرار ميگيرن.
تی مراسم خاکسپاری پاپ هم اين دوتا کنار هم بودن. خاتمی و رئيس جمهوری اسرائيل که يزدی هست...ادامه
قصه کرمان: مثل هميشه هيچكس نبود . هيچچيز نبود و او مثل هميشه غر نزد « خدايا اگر صلاح مي دوني ، ديگه راحتم كن » . مثل هميشه اول به آشپزخانه نرفت و كتري را روي بار نگذاشت ، ظرفهاي نشسته را نشست و از فرط خستگي و بيفكري بچهها گريه نكرد . تازه خوشحالم شد كه هيچكس نبود . گونياش را روي زمين انداخت و كنارش نشست .
نخي كه خفت گلوي گوني را محكم گرفته بود ، باز كرد . مثل هميشه چشمهايش را بست و نيت كرد « خدايا … »
دستش را به درون گوني برد و اولين تكه را لمس كرد . لطيف بود و نرم . چراغي در دلش روشن شد .« خوشبخت ميشه » دستش را پس و پيش كشيد . سر و ته آن پيدا نبود « يعني چيه ؟ خدايا…»
هميشه با اولين تكه نيت مي كرد و از رنگ و جنس و بزرگي و كوچكي آن سرنوشت آن را كه مي خواست حدس ميزد ...ادامه
حریم عشق و فرزانگی: ديروز که در ...بودم يکي از مراجعين آقايي بود حدود پنجاه ساله نمي دانم چه شد که سر درد دلش باز شد برايم ، او هم از همان بمي هاي داغدار بود ، از همانها که آتش زلزله بدجوري دل مهربانش سوخته بود ........چقدر برايم از دخترش که در زلزله از دست رفته بود تعريف کرد ، مي گفت که عاشقانه او و دخترش يکديگر را دوست داشتند ، مي گفت که ساعتهاي متمادي مي تواند از دخترش و محاسنش صحبت کند و اصلا احساس خستگي نمي کند و به واقع وقتي که از دختر محرومش برايم مي گفت عشق به دخترش را در سخنانش و نگاه محزونش مي ديدم .......مي گفت شما خيلي شبيه دخترم هستيد وفتي اينرا گفت ديگر بغض شکسته در گلويم به نم نم اشک بدل شد ، گفتم من هم جاي دخترتان ،مهربانانه گفت ...ادامه
اسپریچو: مجموعه شعر گنجشك ناتمام از سيد علي ميرافضلي نيز مجموعهاي از شعرهاي كوتاه است. اين مجموعه را ميتوان با آنكه به چهار بخش تقسيم شده است دو بخش هم دانست : بخشي از شعرهاي خود شاعر، و بخش ديگر حاوي بازسرايي او از تعدادي از هايكوهاي ژاپني. در بخش شعرهاي شاعر، برخي شعرها در كتاب پيشين او تقويم برگهاي خزان نيز آمده بودند
وقتي كه ابر من
از كوچه مي رود،
چشم تمام پنجره ها خيس ميشود.
وقتي كه ميروي...ادامه
پری: تولد پسر دايي عزيزمه..مهربونترين پسر دايي دنيا..يه دوست رفيق همدل مونس.. نميدونم ديگه چي بگم كه بتونم بگم چقدر دوسش دارم..تو زندگي با ادماي زيادي برخورد داري همشون بهر حال يه خطي به يادگار رو قلبت جا ميذارن..بعضي خطا كمرنگه بعضياش پررنگ و بعضي پر رنگتر...بودن يه حقيقته ..بايد دركش كني ..بايد بهش فكر كني... چون هستي و وجود داري بايد زندگي كني..ناملايمات زندگي زيادن.. وقتي پبش اومد بهش فكر كن .. اشك بريز.. بخاطرش غمگين شو ...ادامه
دی: بالاخره گروه اوهام اولین آهنگ از آلبوم جدید خودش رو ارائه داد . آهنگ ساقی اولین بار در اولین کنسرت رسمی اوهام در ایران که 15 آذر 1383 به مناسبت روز جهانی ایدز در آمفی تآتر بیمارستان قلب تهران برگزار شده بود اجرا شد . این اولین آهنگی از آهنگ های ارائه شده ی اوهامه که شعرش از مولاناست . شهرام شعرباف قبلاً هم در مصاحبه هاش گفته بود که در کارهای جدیدش از اشعار مولانا استفاده کرده و این آهنگ شروع عالی ای برای این کار بود...ادامه
Requiem for a Dream: وقتی به وبلاگ هايی سر ميزدم که مدتها مطلبی نداشتند با خودم می گفتم که چرا اگه دوست دارن وبلاگ بنويسند اون رو رها کردن و اگه دوست ندارن چرا وبلاگشون رو حذف نمی کنن تا حداقلش اين باشه که اسم وبلاگ برای يکی ديگه آزاد بشه!
حالا خودم هم شدم مثل همون ها و تازه جواب سوالم رو گرفتم...ادامه
راه آینده: از آنجايي كه خلاء يك اديتور اچ تي ام اريا داراي اسميلي با نصب آسان حس مي شد اگرچه نسخه گذشته آن توسط بعضي از دوستان به طرز بسيار پيچيده اي شكلك گذاري شده بود ...در پاسخ به درخواست بعضي از دوستان يكي از آخرين نسخه هاي اين اديتور را مجهز به اسميلي كردم براي اين كار تنها از تجربه ي اديتور لوتوس و اديتور شماره 3 پرشين تولز كمك گرفتم ...ادامه