October 15, 2005 / شنبه، 23 مهرماه 1384
انواع سبک شناختی

سبک شناختی همگرا - واگرا:
گیلفورد در اوایل دهه 1950 اصطلاح همگرا واگرا را به عنوان یک شیوه فکری در حل مساله به کار برد.افرادی که دارای تفکر همگرا هستند،تمایل دارند تا برای حل یک مساله ،غالبا از اطلاعات و راه حلهای شناخته شده استفاده کنند.آنها ترجیح میدهند تا مسایل را از زوایای محدود و ومشخص آن ببینند. افراد واگرا در مواجهه با یک مساله،میکوشند تا راه حل های تازه و نا آشنا ارائه دهند. وتمایل دارند مسایل را از زوایای گوناگون آن مورد بررسی قرار دهند.
هودسون (1967 )دریافت که یادگیرندگان همگرا مسایل و تکالیف صوری ،بسته-پاسخ وساختار مند را ترجیح میدهند.در صورتی که یادگیرندگان واگرا بیشتر تکالیف باز-پاسخ که حل آنها نیازمند خلاقیت و آفرینندگی باشد را ترجیح می دهند.افراد واگرا در خلق آرا و اندیشه ها توانایی بالایی دارند.و از قوه تخیل بالایی برخوردارند.افراد همگرا نیز در کاربست عملی اندیشه ها و نظریه ها بیشترین توانایی را دارند.آنان بویژه در طرح مسایلی که تنها یک پاسخ صحیح دارد مهارت دارند.بنا بر این وقتی معلم در کلاس درس مساله تک پاسخی طرح میکند هدف وی سنجش توانایی تفکر همگرای شاگردان است.تفکر همگرا در دروسی مثل علوم و ریاضیات و تفکر واگرا در دروسی مثل هنر و عتوم انسانی کاربری دارد.
فارنهام(1995 )تفکر همگرایی-واگرایی را از منظر تفاوتهای فردی افراد در هوش و خلاقیت مورد توجه قرار داد.وقتی که تفکر واگرا بر خلاقیت ، بویژه بر سیالیت ،انعطاف پذیری،اصالت تازگی و بسط معنایی در تولید و ارائه پاسخهای تازه تاکید دارد،این نوع تفکر ممکن است نوعی هوش به حساب آید.
توانایی تفکر همگرا را میتوان از طریق موفقیت در آزمون اشکال نهفته و آزمون جور کردن اشکال مشابه ویا در آزمون بهره هوشی استنباط کرد.ولی در ارزیابی تفکر واگرا تاکید بر یافتن پاسخ صحیح نیست زیرا یک پاسخ صحیح وجود ندارد،بلکه تاکید بر تولید و ارائه هرچه بیشتر پاسخهاست.و انواع آزمونهای باز-پاسخ با درون داد کلامی یا اشکال را میتوان به کار برد.

سبک شناختی سطحی نگر - عمقی نگر:
به نظر هالزمن و کلین(1954) سطحی نگری و عمقی نگری افراد را میتوان بر اساس چگونگی ادراک آنان از تکالیف دیداری مشخص کرد.افراد سطحی نگر ،ادراکات خود از تکالیف شناختی را بیش از اندازه ساده میکنند.در حالی که افراد عمقی نگر تمایل دارند تا تکالیف شناختی خود را به شیوه ای پیچیده و متفاوت ادراک کنند.آنان درونی سازی اندکی نسبت به رویدادها و اطلاعات تازه از خود نشان میدهند.سطحی نگرها میکوشند تا اطلاعات تازه را به سرعت با اطلاعات موجود در حافظه شان درونی سازی کنند.
پیوستار سطحی نگری-عمقی نگری افراد در طی مراحل رشد و پختگی وکسب تجربه از سطحی نگری به سوی عمقی نگری حرکت میکند.حرکت از سیالیت به ثبات در ساختار حافظه و از کل نگری به جز نگری در ادراک از محرکها و رویدادهای گذشته و حال.
به طور کلی سطحی نگرها کسانی هستند که:
-دچارگم گشتگی حال-آینده هستند.
-استدلالهای انتزاعی را ترجیح میدهند.
-تصویرسازی در حافظه شان ناپایدار است.
-دارای قوه ادراکی تعمیم یافته ای هستند.
-دیدگاهی یکپارچه و واحد دارند.
در مقابل عمقی نگرها کسانی اند که :
-ادراکی روشن از زمان دارند.
-استدلالهای عینی را ترجیح میدهند.
-تصویرسازی در حافظه شان در طی زمان پایدار است.
-ادراکی تمرکزیافته دارند.
-دیدگاهی مجزا و منفک دارند.
سبک شناختی سطحی نگر-عمقی نگر را میتوان به کمک آزمون ساخت طرحواره مورد سنجش قرار داد.

سبک شناختی نوگریز - نو گرا:
کرتون(1989،1967)این سبک شناختی را به عنوان یک شیوه(سبک)و ترجیح افراد در چگونگی برخورد با تغییرو تحولات،حل مسایل،تصمیم گیریها و استفاده از قوه خلاقیت شان مطرح کرد.
افراد نوگریز/سازش کار ،علاقه مندند تا کارها را همواره به نحو بهتری انجام دهند.آنها زمینه مسایل موجود را پذیرفته و در ارائه راه حلها نیز غالبا شیوه های مقبول ومتداول را اتخاذ میکنند.در صورتی که افراد نو گرا/نوآور میکوشند تا کارها را به گونه ای متفاوت انجام دهند.آنها زمینه مسایل موجود را به چالش میکشند و نیز سعی دارند تا راه حلهای تازه و بدیع ارائه دهند.
افراد نوگریز:
-برای انجام هرچه بهتر کارها دغدغه و دلواپسی فراوان دارند.
-در راستای حل مساله تلاش میکنند تا یافتن خود مساله.
-قابل اتکا و اعتماد،سازمان یافته ومنضبط اند.
-رویکردی هدفمند و صریح به تکالیف دارند.
-متفکر همگرا هستند.
-به اثر بخشی،ثبات و تداوم در حل مسایل تاکید دارند.
-شیوه ها و ساختارهای اثبات شده را تعقیب میکنند.
-عمدتا تایید کننده هستند وبا احتیاط قوانین و قواعد را به چالش میکشند.
-در مدیریت اجرایی موفق تر عمل میکنند.

افراد نوگرا:
-به گوناگونی و تنوع در انجام کارها می اندیشند.
-برای یافتن مساله تازه تلاش میکنند تا صرفا حل مساله.
-در انجام کارها سازمان یافته و منضبط نیستند.
-رویکردی نا منظم و تصادفی به تکالیف دارند.
-متفکر واگرا هستند.
-آرمان گرا و غیر قابل پیش بینی اند.
-به موقعیتهای ساختار نیافته گرایش دارند.
-تاییدکننده نیستند، بلکه بیشتر اهل چالش اند.
-در مدیریت بحران موفقتر عمل میکنند.

سبک شناختی نوگریز-نوگرا علاوه بر موقعیتهای یاددهی و یادگیری کلاسی،بویژه در حوزه های رهبری،مدیریت،رفتار سازمانی و آموزش مدیران و کارکنان کاربردهای فراوان دارد.
نتایج ارزیابی و آگاهی از این سبک شناختی را میتوان برای:
-خود آگاهی و خود گستری،-کاهش تعارضات درون گروهی،-آموزش رهبران،مدیران،و بدنه اصلی مدیریت تغییر درسازمانها،-آموزش نیروی انسانی،-افزایش انسجام و اثر بخشی کار گروهی، استفاده کرد.
این سبک شناختی به کمک پرسشنامه نوگریز-نوگرای کرتون قابل سنجش است.این پرسشنامه تنها روی "سبک"خلاق تاکید دارد تا سطح خلاق،توانایی شناختی،ویا ویژگی های شخصیتی افراد.

دو بعد اصلی از سبکهای شناختی
رایدینگ و چیما (1991)به این جمع بندی رسیدند که سبکهای شناختی را میتوان در دو بعد اصلی دسته بندی کرد:-بعد کلی نگر-جزئی نگر(تحلیلی)،-بعد کلامی-تصویری.
طبق این دسته بندی تمام پنج سبک شناختی ذکر شده با توجه به ویژگیهای کلی آنها در بعد کلی نگر-جزئی نگر قرار میگیرند.برای مثال فردی که سبک شناختی او وابسته به زمینه است،یک کلی نگر و فردی که سبک شناختی او مستقل از زمینه است،یک جزئی نگر است.
این دو بعد مستقل از یکدیگرند.ممکن است یک فرد کلی نگر و تصویری یا کلی نگر و کلامی باشد.
ویژگی های سبک شناختی کلی نگر-جزئی نگر:
کلی نگر ها یک موقعیت را به عنوان یک کل یک پارچه می بینند.آنان قادرند تا با ادراک کل زمینه ،یک دیدگاه و دور نمای کلی به دست آورند.جزئی نگرها یک موقعیت را به عنوان مجموعه ای از اجزا می بینند.آنان هر بار بر روی یک جنبه یا جلوه از موقعیت تمرکز دارند.
برای کلی نگرها نه تنها اجزای یک کل از یکدیگر جدا دیده نمیشوند،بلکه احتمال این خطر وجود دارد که تلاش آنان برای تفکیک و تمایز بین اجزای یک موقعیت بر کل آن خدشه وارد کند.ذر مقایسه جزئی نگرها هر بار فقط روی یک جنبه از کل تمرکز دارند که این سبب تحریف و بزرگ نمایی آن جزء در برابر دیگر اجزای کل میشود.

ویژگی های سبک شناختی کلامی-تصویری:این سبک به دو طریق بر یادگیری،یاد دهی،رفتار و روابط ما تاثیر میگذارد:الف-شیوه بازنمایی اطلاعات،ب-تمرکز بیرونی و درونی توجه.
الف:این سبک بر شیوه ای که افراد اطلاعات را به هنگام تقکر،به صورت کلمات و کلام،ویا به صورت تصویری و تجسمی بازنمایی میکنند تاثیر میگذارد.افراد کلامی با خواندن متن و افراد تصویری با مشاهده تصاویرواشکال بهتر یاد میگیرند.
ب:تمرکز و توجه افراد کلامی بیرونی است و محیط و فعالیتهای تهییج کننده را ترجیح میدهند.از نظر اجتماعی افرادی آگاه اند و گروه را عامل رشد خود میدانند.افراد تصویری تمرکز و توجه به درون دارند و معمولا فعالیتهای منفعل و محیط ایستا را ترجیح میدهند.از گروه اجتماعی آگاهی کمتری دارند و خود را از گروه دور نگه میدارند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برای آگاهی بیشتر به کتاب: "آموختن و سبک شناختی"،ترجمه و تالیف "دکتر حسن اسدزده" استادیار دانشگاه علامه طباطبایی مراجعه گردد.

الناز فربد
farbod@govashir.com

 

.: مطالب اخير :.

آرشیو مطالب



.: پیوند ها :.
.

درباره سایت :: تماس با ما :: تبلیغات :: صفحه اصلی :: اجتماع :: علم :: فرهنگ و هنر :: تالارپزشکی
بازنشر مطالب منتشر شده در گواشير، در ساير سايت‌هاي اينترنتي ممنوع است، مگر به صورت لينك به صفحه‌ي مربوط در گواشير
و بدون انتشار اصل مطلب. بازنشر در رسانه‌هاي چاپي تنها با اجازه‌ي از گواشير مجاز است.
Version 3.00 Copyright 2002-2006 Govashir. All Rights Reserved.